فريده سپاه منصور از آن دست بازيگراني است كه گزيده كاري را بر پركاري ترجيح ميدهد . در فيلمهاي مهم و تاثيرگذاري مانند «مارمولك» و «مهمان مامان» ايفاي نقش كرده است. از كليشه شدن و به تكرار افتادن بيزار است به همين خاطر سعي ميكند آنقدر منتظر بماند و كار نكند تا يك نقش متفاوت به وي پيشنهاد شود. او بازيگري را از كار تئاتر شروع كرده است و حتما در سال يك تئاتر بازي ميكند. ترجيح ميدهد در سينما هم به همان شيوه تئاتري ديالوگها را مو به مو حفظ كند و خيلي با بداههگويي ميانهاي ندارد. با عشق در مورد تئاتر سخن ميگويد و از حرفهايش كاملا پيداست كه نگران وضعيت آينده تئاتر كشور است.با وجود اينكه چهره كميكي ندارد اما حضورش در فيلمها باعث خنده تماشاچي ميشود. از اين بازيگر پيشكسوت فيلم «قاعده بازي» كار احمدرضا معتمدي اكران است و ما همين اكران را بهانهاي براي گپ و گفت با وي دانستيم هر چند كه به علت خجالت از تماشاچي سپاه منصور هرگز اين فيلم را بر روي پرده سينما نديده است.
سعيده خدابخش -كاري كه منتظر پخش آن باشيد چيست؟
يك تله فيلم 90 دقيقهاي است كه با آقاي آبپرور كار كردهام.
ترانههاي كبود؟
نه اصلش «زائر» است. يك كار ديگري هم دارم با نام «دندان آبي»
تئاتر چه؟
پيشنهادهايي شده است كه در حال بررسي آنها هستم.
چه فاكتوري در «قاعده بازي» وجود داشت كه شما مجاب شديد در اين فيلم كار كنيد؟
شب عيد بود كه آقاي معتمدي اين كار را به من پيشنهاد كرد. من ايشان را از طريق «زشت و زيبا» ميشناختم وقتي اين فيلم را ديدم بسيار زياد تحت تاثير قرار گرفتم. واقعا فكر نميكردم كسي بتواند مسائل عرفاني را به اين خوبي و دولايه در فيلم مطرح كند. به همين خاطر وقتي اين پيشنهاد به من شد خوشحال شدم كه قرار است با يك كارگردان فهيم كار كنم و بعد متن را به صورت سيناپس خواندم و با توضيحاتي كه آقاي معتمدي دادند كه قرار است براي اولين بار يك چنين كار كمدي كار شود انگيزهام براي پذيرفتن اين نقش دوچندان شد. وقتي سيناپس فيلم را ميخوانديم خيلي ميخنديدم . توقع داشتم فيلم هم همان طور دربيايد.
در مورد مشكلات كار در اين فيلم سينمايي بگوييد.
اين كار با مشكلات بسيار زيادي روبهرو شد و به نظر من آقاي معتمدي يك برآورد اشتباه در مورد هزينههاي اين فيلم به عمل آورد كه به مشكل خوردند و مسائلي به وجود آمد كه كار به تعويق افتاد . خلاصه هر بدبياري كه يك كارگردان ممكن است سر فيلمبرداري يك فيلم با آن روبهرو شود آقاي معتمدي با آن روبهرو شد. ابر و باد و مه و خورشيد و فلك دست به دست هم دادند تا مشكلات بيشتري براي آقاي معتمدي به وجود آيد.
گفتيد «زشت و زيبا» باعث شد شما بپذيريد در «قاعده بازي» كار كنيد؟ قبول داريد فضاي «قاعده بازي» بسيار متفاوتتر از فضاي «زشت و زيبا» است؟
بله. ولي اعتقاد من براي كار با ايشان به پيشينه ايشان برميگردد. البته من گفتم شما تاكنون كمدي كار نكردهايد ولي آقاي معتمدي در پاسخ گفتند دوست دارم تجربه كنم. آن وقت مطمئن شدم كه يك چيزي براي رو كرن در ذهنشان وجود دارد.
حتما يك چيزي در ذهنشان داشتند ولي فكر نميكنيد القا چيزهايي كه در ذهن كارگردان است به تماشاچي حائز اهميت است؟
البته به دليل اينكه من تا اين اين فيلم را روي پرده نديدهام نميتوانم بگويم چيزهايي كه در ذهن آقاي معتمدي بوده به تماشاگر القا شده است يا خير ولي حرف شما هم كاملا درست است. ارتباط بين كارگردان و تماشاچي بسيار مهم است. و از طرح تا اجرا بسيار راه است. من به عنوان يك بازيگر از نقشي كه به من پيشنهاد ميشود چيزهاي زيادي در ذهنم دارم ولي وقتي نتيجه كارم را مي بينم متوجه ميشوم فقط 30 درصد از چيزهايي كه در ذهنم داشتم منتقل شده است. فكر مي كنم چند سال ديگر وقت دارم بياموزم و مشاهده كنم كه بتوانيم چيزهايي كه در ذهن دارم را بيش از 30 درصد ارائه كنم.
ترجيح اول شما بازي در نقشهاي كميك است؟
من اصلا هنرپيشه كمدي نيستم.
ولي فيلمهايي كه در آن نقش كميك داشتهايد ماندگارتر و موفق بوده است؟
اگر به من نقش كمدي بدهند نميتوانم بازي كنم اين توانايي را در خودم نميبينم كه نقش كمدي بازي كنم ولي اگر بازيگر نقش كمدي بودم بسيار هم خوشحال ميشدم چون بيشتر دوست دارم مردم را بخندانم تا بگريانم.
با توجه به اينكه چهره شما اصلا كميك نيست ولي در «ساحره» و «ميهمان مامان» بيننده را به خنده واميداريد هر چند كه آن نقشها هم به خودي خود كمدي نيستند؟
در «ساحره» شايد به دليل پوشش اين اتفاق ميافتد كه بيننده بخندد ولي «مش مريم» در «مهمان مامان» كمدي نبود تمام فيلم نشان ميداد كه «مش مريم» كم دارد. به دليل اينكه «مش مريم» را بسيار دوست داشتم دلم نميخواست به سمتي بروم كه اين كاراكتر دست انداخته شود. شايد برخوردش با پيرامونش براي كساني كه مصيبت «مش مريم» را نداشتند خندهدار به نظر برسد. در «مهمان مامان» سعي كردم «مش مريم» را واقعي تصور كنم كسي كه تمام زندگياش را يك روزه به دليل حمله دشمن از دست داده است. من واقعا با «مش مريم» زندگي مي كردم و اين كاراكتر را باور كردم «مش مريم» به خودي خود كمدي نيست ولي به دليل اينكه در تضاد با پيرامونش است كمدي جلوه ميكند.
يعني شما اين كاراكتر را از منظر ظلمي كه به او روا داشته شده است، بازي كرديد؟
بله.
ولي فكر نمي كنيد آنقدر فضاي كار براي كاراكتر «مهمان مامان» وجود نداشته است كه شما بتوانيد تمام آنچه از يك ستمديده در ذهن داريد را نشان دهيد؟
البته اين شخصيت نسبت به داستان آقاي «مرادي كرماني» بزرگتر شده بود. اگر «مش مريم» را ستمديده ديديد من به هدفم رسيدم ولي اگر نتوانستم تمام آنچه در مورد ستمديدهگي اين كاراكتر وجود دارد را به بينننده القا كنم پس ضعف از من است. وظيفه من اين است كه يك نوشته را با تمام ابعادش تبديل به يك شخصيت كنم و به عنوان بازيگر چيزي را به تماشاگر ارائه دهم كه تماشاگر از آن يك تعريفي بگيرد. حالا اگر من حجم زيادي را به عنوان شناسنامه براي آن كاراكتر در نظر ميگيرم و شما جز كوچكي از آن ويژگيها را مي گيرد ضعف من است كه همه ابعاد آن شخصيت را نتوانستم ارائه دهم ولي اگر «مش مريم» يك شخصيتي بوده كه كمي تماشاگر با آن خنديده و كمي هم با او گريه كرده من تا حدود كمي موفق بودهام.
بازي براي كارگردانهاي بزرگ كار سختي است؟ با توجه به اينكه شما در «مهمان مامان» با مهرجويي كار كردهايد؟
اگر بازي براي كارگردانان بزرگ مانند كار با آقاي مهرجويي است آرزو ميكنم تمام بازيگران با كارگردانهاي بزرگ كار كنند. به حدي فضاسازي آقاي مهرجويي خوب است و بستر را به نحو احسن براي بازيگر مهيا ميكند اصلا به گونهاي نيست كه ما فكر ميكنيم حتما بايد كارگردانان بزرگ داد و بيداد ميكنند و به علت همين فضاي خوب است كه فكر ميكنم بازيگرها بهترين بازيهايشان را در «مهمان مامان» رو كردند.
در مورد نقشتان در «قاعده بازي» بگوييد. «قاعده بازي» يك فيلم كمدي موقعيت و در عين حال موزيكال است كلا بازي در يك چنين فيلمي كه بيننده ما عادت به ديدنش ندارد را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
در همان روزهاي اول آقاي معتمدي گفتند كه به احتمال زياد اين كار در ايران جواب نميدهد به دليل اينكه ما ميخواهيم روي تصوير كار كنيم و كمدي موقعيت باشد. سليقه مخاطب شكل گرفته است ولي ميشود اينگونه فعاليتها را گسترده كرد كه بيننده ما بداند كه يك چنين كمدي هم وجود دارد. و جور ديگر هم ميتوان خنداند. يك از ويژگيهاي برجسته «قاعده بازي» جلوههاي ويژهاش بود كه همزمان با گرفتن سكانس صورت ميگرفت. مثلا وقتي پيرمرد صاحبخانه از طبقه دوم به پايين مي افتد آن زمان بود كه ما مشاهده كرديم كه از اين نظرها چقدر فقير هستيم. استفاده از جلوههاي ويژه در سينماي ما به دليل كمبود امكانات بسيار سخت است. اگر فيلمهاي خارجي را ببينيم ميگوييم كارگردان ميتواند به محالات فكر كند به دليل اينكه تيم و امكاناتي كه در اختياردارد ميتوانند غيرممكن را ممكن كنند. يك سري صحنههايي در «قاعده بازي» وجود داشت كه به دليل كمبود امكانات جلوههاي ويژه بسيار وقت گير بوده است. اين فيلمها اگر تماشاچي را نخندانند حداقل باعث شده بخشي به نام جلوههاي ويژه باز شود و كاري انجام شود فراتر از آنچه تماشاچي عادت به ديدنش دارد.
ولي فكر نميكنيد موزيكال بودن اين فيلم توي ذوق تماشاچي ميزند به دليل اينكه چند فيلم اندك در تاريخ سينماي دنيا بيشتر موزيكال ساخته نشده است و آن فيلمها هم كمدي نيستند؟
به دليل اينكه من فيلم را نديدم نميتوانم قضاوت كنم ولي ميدانم آهنگساز بر اساس سبكهاي مختلف متناسب با سكانسها موسيقي فيلم را ساخته است اينگونه نبوده كه يك موسيقي بسازد و از اول تا آخر فيلم سينمايي از آن استفاده شده باشد و به نظر من ساختن موسيقي متناسب با سكانسهاي فيلم يك كار خلاقانه و نويي است. ولي من فكر ميكنم اگر به گونهاي ديگر و نه مثل هميشه اين فيلم را ببينيم حرفهايي براي گفتن خواهد داشت.
برخي از منتقدين معتقد هستند آن چيزي كه تماشاچي «قاعده بازي» را تا انتها با خود ميكشاند بازيگرهايي هستند كه اساسا نه چهره كميك دارند و نه نقشهاي كمدي بازي كردهاند؟ با توجه به اينكه «قاعده بازي» بازيگران كمدي درجه يك حال حاضر سينماي ما را در اختيار دارد؟
البته برخيها هم نوشتند در «قاعده بازي» همه بازيگرها خودشان را بازي كردند ولي بايد بگويم تماشاچي يك چهرههايي از كمدينها در ذهنشان دارند و اين باعث ميشود پيشداوريهايي هم صورت گيرد و تماشاچي از بازيگرهايي كه ميشناسد طبيعتا متوقعتر هم هست ولي از من سابقه ذهني كمدي ندارد و هر چه من ميگويم براي تماشاچي قابل باورتر است به دليل اينكه نسبت به كار من پيشداوري ندارد.
دليل كم كار بودن شما گزيده كاري شماست؟ به دليل اينكه در سال اگر چند كار خوب فيلمبرداري شود حتما در يكي، دو تاي آنها نقشي داريد؟
من دوست ندارم هر كاري را انجام دهم با هر كاري هم رابطه برقرار نمي كنم اگر قرار باشد اينگونه كار كنم سالي 13 و 12 كار از من ميبينيد. فكر ميكنم هنوز انرژي اين را دارم كه به عنوان شخصي كه محوري و مهره است كار كنم. هنوز به سني نرسيدم كه چاي بياورم و ببرم. فكر ميكنم هنوز انرژي خلق شخصيت دارم. وقتي به من نقشي پيشنهاد مي شود، نقش مادري است كه چاي ميآورد و به بچهها ميگويد ناهارتان سرد شد به من برميخورد. وقتي نقش محوري باشد بايد ببينيم فيلمنامه چه ميگويد ارزش ديدن از طرف تماشاچي را دارد و كل پيامش چيست. پيام كار براي من از نقش مهمتر است. اما همه كارهايي كه به من پيشنهاد ميشود پيامي كه من دوست دارم را ندارد پس مجبورم دو، سه سالي صبر كنم تا نقشي متقاوت به من پيشنهاد شود.
سريال هم كار نمي كنيد؟
سريال هم به همين صورت است. يا بايد نقش يك دختر پسر جوان را بازي كني يا پيرزن و پيرمردي كه ميلرزند .نقش مياني در حد مادري است كه چاي بياورد و ببرد. در سينماي ما سن مياني جايي ندارد. طبيعتا يا بايد نقش يك مادربزرگ لرزان را بازي كنم يا صبر كنم چيزي به من بخورد كه متناسب با من باشد.
دوباره برمي گرديم به فيلمنامههايي كه نوشته مي شود كه سن مياني جايي در اين فيلمنامهها ندارد.
بله فيلمنامهها مطابق با واقعيت نيست واقعا ما در كشورمان زنان فعال در هر رشته زياد ميبينيم ولي در فيلمهايمان هميشه خانمها را در آشپزخانه نشان ميدهند اشكالي ندارد خانم در آشپزخانه باشد ولي جاهاي ديگر را هم بايد به تصوير كشيد.
در مورد «كرانههاي كبود» بگوييد. كه مذهبي هم بوده؟
من يك فيلم مذهبي با نام «زيارت» كار كردم و كاري متفاوت بود از آنچه در ژانر مذهبي ساخته ميشد و داستان چند آدم را بيان ميكند كه به مشهد مي روند و اتفاقي گره از مشكلاتشان باز ميشود.
پس اينكه مي گفتند درباره حضرت ابوالفضل بوده؟
نه يك سري آدم با مشكلات خودشان به زيارت امام رضا ميروند كه به صورت اتفاقي گره از مشكلاتشان باز ميشود و يك جور ديگر به وجهه زيارت پرداخته شده است و بسيار متفاوت است و اين نگاه متفاوت براي من جالب است.
در مورد كارتان در تئاتر بگوييد؟
من تربيت شده تئاتر هستم و هنوز هم يادم ميرود جلوي دوربين هستم، فيلمنامه را يكسره ميخوانم و اصلا عادت نكردم پلان به پلان بخوانم. در واقع خانه من تئاتر است. ولي به دليل مشكلاتي كه در تئاتر ما وجود دارد من نميتوانم مستمر كار كنم ولي سالي يك كار تئاتر را حفظ كردهام. خوبي تئاتر اين است كه آدم ميفهمد چند مرده حلاج است. در سينما من هر چقدر آدم بياستعدادي باشم بعد از 20-10 برداشت كاري كه ميخواهند درميآيد ولي در تئاتر چنين چيزي نيست صدايت و نفست روي فرم ميآيد و ميفهمي كه چقدر بلد هستي از همه مهمتر كمك ميكند نقاط ضعفت را پيدا كني. وقتي كار چخوف را كار ميكني بايد چخوف را بشناسي، روسيه را بررسي كني، بداني جغرافيا، فرهنگي و همه چيز آن زمان چه بوده است اين مسائل باعث ميشود مطالعه بازيگر هم بالا رود و در طول كار به بازيگر تئاتر مسائل جديد اضافه ميشود.
جذابيت تئاتر و اتفاقي كه در سينما نميافتد چيست؟
يك جادويي در تئاتر صورت ميگيرد و آن هم انرژي است كه بين بازيگر و تماشاچي گره ميخورد كه خود بازيگر نميداند كجاست و چه اتفاقي ميافتد لذتي است كه با هيچ چيز قابل قياس نيست.
قبل از اينكه كار به پايان برسد و ما ببينيم تماشاچي دست مي زند يا خير از انرژي وسط كار هم مي توانيم بفهميم كارمان خوب است يا برعكس. ارتباط وقتي برقرار نميشود ميفهيم كارمان خوب نيست و اينهاست كه تئاتر را جذاب ميكند.
بداهه كار ميكنيد يا طبق فيلمنامه عمل ميكنيد؟
به دليل اينكه من تئاترهاي خارجي كار كردهام در چارچوبهمان ترجمه سعي ميكنم جملات را بگويم و عادت هم كردهام نميتوانم عين ديالوگها را نگويم مگر اينكه خيلي ثقيل باشد معمولا سعي ميكنم واو به واو بگويم.
فكر نميكنيد واو به واو گفتن نقش را خشك ميكند؟
وقتي من در تمام فيلمها خودم حرفم را بزنم بعد از چند فيلم به تكرار ميافتم ولي وقتي در هر فيلم فكر يك نويسنده را بگويم تكراري نميشوم.
برايتان مهم است در يك نقش كليشه نشويد؟
خيلي زياد. من حاضرم چند ماه در بيكاري باشم ولي به دليل اينكه يك نقشم موفق شده دوباره همان نقش را بازي نكنم. كليشه شدن در يك نقش مثل كابوس براي من است.
چرا كليشه شدن بد است؟
سليقهاي است، من به عنوان يك تماشاچي دوست دارم بازيگرها نقش مختلف بازي كنند.
قبول داريد خيلي از بزرگان سينماي جهان نقشهاي كليشهاي بازي ميكنند؟
بله، واقعا برميگردد به سليقه، يك موقعي هست كه ميگوييم بازيگري كليشه را خوب بازي ميكند تماشاگر خوشش ميآيد اشكالي ندارد من بازيگراني را دوست دارم كه كارهاي متنوع ميكنند. البته خيلي هم سخت است اگر زياد بازي كني اين اتفاق ميافتد.