حسن معظمي: سينما و تئاتر با وجود هنرمندان و نه صرفا بازيگران معنا مي يابد، چراكه بسياري هستند كه براي حضور بازيگر در صحنه و جذابيت كار ، بسيار تلاش ميكنند و ساليان دراز خاك صحنه و پشت صحنه ميخورند. فرهنگ معيري، چهره پرداز با سابقه سينما از جمله اين تلاشگران است كه روز گذشته از ميان ما پر كشيد و جامعه هنري را به سوگ خويش نشاند. مراسم تشييع پيكرش امروز بود. من هم به خانه سينما، محل مراسم رفته بودم ، اما هرچه سرك كشيدم كه چهرهاي فارغ از كساني كه همواره در اين مراسم ها ميديدم ، ببينم ، نديدم. هيچ نشاني از بسياري از مردان سينماي ايران و حتي مديران سينمايي كه شايد او سالها با آنان كار كرده بود، وجود نداشت با خود فيلمهايي را مرور كردم كه معيري سالها همه همت و هنرش را صرف ساختن و ديده شدن آنها كرده بود. اشك سرما، رخساره، سگ كشي، افعي، نقش عشق، سفر عشق، سرزمين آرزوها، شناسايي، اتاق يك، پرواز در شب، ماديان و رخساره و ... همگي يك يك از ذهنم گذشت. در ميان جمعيت مشايعتكننده پيكر معيري، عزيزالله حميدنژاد كارگردان اشك سرما را ديدم اما همچنان از نيامدن ديگراني كه بايد ميبودند،يخ كردم. نيامدن سينماگراني كه همواره كارهايشان با حضور هنرمندان چيره دستي همچون معيري ديده ميشد و بازيگراني كه به مدد هنر اين اساتيد چهره ميشدند و مي شوند، دلتنگم كرد. سينما چگونه ميخواهد راه خود را پيدا كند در حالي كه سينماگران قدر خود را نميدانند؟، سينما چگونه به شادابي ميرسد در حاليكه بزرگان يك به يك و آرام ميروند اما مرگشان نيز عبرت در كنار هم بودن براي ديگران نيست؟! معيري امروز در حالي آرام و متين از خانه سينما وداع كرد كه بيشتر، بزرگان تئاتر نه سينما همچون مرزبان و زنجانپور و همت او را مشايعت كردند ،اي كاش او را از مقابل خانه تئاتر يا تالار وحدت ميبردند. او به سادگي از دنياي خاكي دل كند، با شتاب از خانه سينما به سوي منزلگاه ابدي رفت و براي ما كه چند صباحي خواهيم ماند، پيامي باقي گذاشت
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 13:3  توسط محمد تاجیک
|