شايد زماني كه محمودرضا رحيمي كارگردان جوان، سال 76 نمايش <آخرين نوار كراپ>اثر بكت را به عنوان پاياننامه دوره كارشناسي خود در يك خانه قديمي متروك واقع در خيابان حافظ تهران اجرا كرد، در همان سال جرقه تئاتر زيرزميني زده شد. اما محمودرضا رحيمي به خاطر نداشتن مجوز براي اجراي عمومي اين كار را نكرد و تنها به خاطر ارائه يك ايده خلاقه براي گرفتن نمره عالي و مدرك تحصيلي خود دست به اين عمل زد، اما چنان با موفقيت و تشويق استادان و دوستان مواجه شد كه توانست دو هفته اجراي عمومي اين نمايش را در همان خانه قديمي كه امروز شركت فرهنگي هنري شده است، داشته باشد و در اين دو هفته اجرا با استقبال فراواني مواجه شد. سالها گذشت، نه سالنهاي تئاتر زياد شدند و نه جوانان فارغالتحصيل تئاتر راهي براي ورود به سالنهاي حاشيهاي فرهنگسراها و تالارهاي كوچك زيرزميني تئاتر شهر پيدا كردند. از طرف ديگر ارائه نمايشهاي خلاق و اجراي سبكهاي مختلف تئاتري ريسك بزرگي بود كه ميتواند مجوز اجرا را از مسؤولان بگيرد. بنابراين براي اين هنرمندان تنها يك راه بيشتر باقي نماند و آن اجراي خلاقيتها و ابتكارهاي هنري خود در خانههاي شخصي و مكانهاي غيرعمومي بود. تماشاگران اين اجراها نيز تنها دوستان و همدورهايهاي دانشگاهي خود گروه هستند كه به طور خصوصي امكان ورود و ديدن از اين نمايشها را پيدا كرده اند. هرچند كه اين نوع اجراي تئاتر از نظر تأمين مالي و جذب اولين عنصر اين هنر يعني مخاطب با مشكل مواجه بوده و است اما در شرايطي كه همه هنرمندان جوان امكان فعاليت تئاتري در سالنهاي عمومي را ندارند و هر نمايشي امكان رد شدن از فيلترهاي نظارتي را براي اجراي عمومي ندارد، اين شكل تئاتر ميتواند محلي براي حداقل بروز خلاقيتهاي هنري و تأمين رواني هنرمندان جوان باشد.
اجراي تئاتر در مكانهاي غيرعمومي، ضبط آلبومهاي پاپ از جمله موسيقيهاي راك جوان، توليد فيلمهاي كوتاه مستند و داستاني به طور كاملاً شخصي، برپايي نمايشگاههاي هنري، عكس، نقاشي، مجسمه و ... در اين مكانها و خانههاي شخصي اصطلاحاً به عنوان جريان هنر زيرزميني نام گرفت. تئاتر كشور ما نيز در اين شرايط كه با كمبود امكانات و فضاي نمايشي مواجه است و از طرفي با افزايش نجومي آمار فارغالتحصيلان رشتههاي مختلف تئاتري مواجه است به تازگي با آسيبي به نام <تئاتر زيرزميني> مواجه شده است.
تئاتر هنري است كه نفس آن به نفس مخاطباش زنده است. اجراي تئاتر براي خود هنرمند به عنوان يك حركت خنثي بدون تعامل بين هنرمند و تماشاگر يك حركت بيهوده است و موجب دور شدن هدف اصلي آن روانكاوي و تئاتر درماني اين هنر بر جامعه كه مخاطب جزيي از آن است ميشود. از طرف ديگر موجب دور شدن بيشتر تئاتر از جامعه و رشد رويه تئاتر براي تئاتر ميشود.
و در اينجاست كه لزوم ارائه يك برنامه اصولي راهاندازي ، فعال كردن سالنهاي نمايشي در سطح شهر و توجه بيشتر به گروههاي جوان دانشجويي بايد به عنوان يك ضرورت مورد بررسي قرار گيرد. همانطور كه در سال هاي گذشته با صدور مجوزهاي بيشتري براي موسيقي پاپ تاحدودي از رشد و انتشار موسيقي زيرزميني جلوگيري شد.