تبليغاتX
آژانس شیشه ای - خدمتي‌ تا قبل از بر‌آمدن آفتاب
وبلاگ یک خبرنگار سینما وموسیقی
 
 
 آمنه فرخي:چارقد خيس مادربزرگ و شيارهاي نمناك‌ گونه پدربزرگ بعد از غروب‌هاي دهه اول محرم، بعد از آن كه روحاني سيد مسجد مقتل‌خواني مي‌كرد چيزي نيست كه از خاطره دور و نزديك خيلي از ماها برود.

لحظه‌هايي كه ديدن پدربزرگ و مادربزرگ يادمان مي‌داد با ادب فقط بايد نشست و گوش داد   و گريه كرد  و البته بعدترها بود كه ياد گرفتيم، كه آن سيد روحاني با عمامه سياهش و آن كتابي كه در دستش بوده يعني مقتل خواني، يعني گريستن بر مصيبت‌هاي آل‌الله... و يعني در كنار با ادب نشستن و گوش دادن و گريه كردن، فهميدن هم لازم است تا گريستن‌مان بي‌معرفت نباشد.

 مقتل را در لغت به معناي محل قتل مي‌گيرند و به طور خاص به كتاب‌هايي كه درباره شرح قتل حضرت اباعبدالله(ع) و واقعه كربلا نوشته مي‌شود مي‌گويند. اين كتاب‌ها كه به مقتل مشهور شدند محل مراجعه و اعتبار گويندگان روحاني شيعي شده و غير از استناد تاريخي، نفس مقتل‌خواني به جهت گريستن بر مصيبت كربلا خود مورد توجه قرار گرفت. حادثه كربلا آن‌گونه كه واكاوي هدف قيام امام حسين(ع) مي‌نماياند، فريادي است از دل تاريخ بر پيكره ظلمي كه ريشه زده از قصدها و كينه‌هاي دشمنان خاندان رسالت در صدر اسلام. 

اين فرياد پيچيده شده در طف بعد از سال 61 هجري رساترين بانگ شد و  در گوش همه مردمان تاريخ اين فرياد همان امتداد رسالت خداوند است . رسالتي كه در سيره نبوي با شدت با كفار و رحم بين مومنان و در سيره علوي با صبر و جهاد و تحقق عدالت همراه بود و همچنين در سيره برادر مهتر حضرت حسن(ع) با صبر و صلح ادامه يافته بود و در دهم محرم شصت و يك هجري با خون ثارالله داشت امتداد مي‌يافت.

پس زنده نگاه داشتن ياد اين حماسه بعد از اين تاريخ، واجبي بود بر آزادگان جهان و روايات بي‌شماري كه در پاسداشت حماسه حسيني در متون روايي ما وارد شده خود دليلي است بر اين مدعا، با اين قصد تبرك كه امام ششم حضرت  صادق (ع) در روايتي به ابان‌بن تغلب مي‌فرمايند؛ « آه كشيدن كسي كه براي مظلوميت ما غمگين باشد تسبيح است و اندوه وي براي ما عبادت است و پنهان داشتن سر ما جهاد در راه خداست.»

اين‌گونه بود كه از همان روزگار تا كنون كتاب‌هاي بسياري به عنوان مقتل نوشته شده است تا جايي كه شيخ آقا بزرگ تهراني صاحب «الذريعه» بيش از هفتاد كتاب را با عنوان مقتل نام مي‌برد كه به حادثه كربلا مربوط مي‌شود. آقا بزرگ تهراني اولين مقتل را مقتل اصبغ‌بن‌نباته از ياران حضرت علي معرفي مي‌كند – ذكر اين نكته ضروري است كه از طرفي ما شرح شهادت و مصيبت‌هاي ديگر افراد خاندان رسالت و ولايت را نيز با عنوان مقتل مي‌شناسيم، مانند مقاتل‌الطالبين ابوالفرج اصفهاني (متوفي،356هـ.ق) كه در شرح حال و ذكر اسامي شهداي فرزندان ابوطالب عموي فداكار پيامبر است و با عنوان كشته‌شدگان فرزندان ابوطالب توسط سيدهاشم رسولي محلاتي به فارسي ترجمه شده است-  اما از جمله قديمي‌ترين مقاتل مربوط به حادثه كربلا مقتل‌الحسين تاليف لوط بن‌يحيي بن مخنف معروف به ابومخنف است. البته اصل اين كتاب به دست نيامده و آنچه اكنون به اين نام خوانده مي‌شود برگرفته از كتاب‌هاي تاريخي‌است كه از كتاب مقتل او نقل كرده‌اند.

از مقاتل معروف ديگر مقتل خوارزمي است كه متني تاريخي درباره حوادث كربلا و آنچه بر اهل بيت اباعبدالله گذشت، است.مقتل خوارزمي در دو جزء توسط موفق بن‌احمد مكي خوارزمي از مورخان قرن ششم تاليف شده و اكثر مطالب آن از تاريخ ابن‌اعثم آورده شده است. همچنين است مقتل‌الحسين عبدالرزاق مقرم كه وقايع كربلا را از خروج امام حسين از مدينه تا حوادث عاشورا پي گرفته.

«اللهوف علي قتل الطفوف» نيز مقتل معتبر ديگري است از تاليفات مشهور سيدبن طاوس از دانشمندان شيعي قرن هفتم. اين كتاب امروزه مورد مراجعه بسياري از اهل فضل و روحانيون است و چندين ترجمه نيز تا به حال از آن انجام گرفته است.

از كتاب‌هاي جريان‌ساز ديگري كه اتفاقا مورد جرح و تعديل و انتقاد برخي از علما قرار گرفته و از آسيب‌ها و انحرافات نيز در امان نمانده كتاب روضه الشهداء تاليف نويسنده پركار قرن نهم ملاحسين واعظ كاشفي است.  اين كتاب كه در نوع خود به طور بسيار گسترده به موضوعات و حواشي حادثه كربلا پرداخته در گسترش تعزيه نيز موثر بوده است و البته ماجراي قابل توجه‌تري نيز دارد. كتاب روضه‌الشهدا از همان ابتدا به خاطر نثر و نوع نوشتارش خيلي زود جاي خود را در ميان مردم باز كرد و بعد از مدتي يك پاي ثابت مجالس ديني شد و به خاطر تاثري كه بر مي‌انگيخت  و باز به خاطر ثوابي كه اين تاثر و گريستن بر مصايب خاندان نبوت و ولايت داشت و سفارشي كه در روايات بدان شده مورد استفاده وعاظ قرار گرفت.

در اين مجالس كساني كه صدايي خوب و سوزناك داشتند بخش‌هاي از اين كتاب را با صداي خوش و غمناكشان به آواز بلند مي‌خواندند و شنوندگان را تحت تاثير قرار مي‌دادند حتي نقل است كه نخستين كسي كه به اين شيوه مبادرت كرد خود ملاحسين كاشفي بوده كه با صداي خوش خود كتاب را در دربار سلطان حسين بايقراء، حاكم هرات مي‌خوانده است.
رفته رفته اين نوع خواندن با تغيير لحن و آوردن منابع ديگر به جعل اصطلاحي به نام روضه خوان و روضه‌خواني در فرهنگ شيعي ايران منجر شد.

كتابي كه بهانه نوشتار حاضر شده دمع السجوم ترجمه مقتل معروف  حاج شيخ عباس قمي صاحب مفاتيح الجنان با عنوان «نفس المهموم في مقتل سيدنا الحسين المظلوم (ع)» است. دمع السجوم را مرحوم آيت الله ميرزا ابوالحسن شعراني نگاشته است. علامه شعراني از بزرگترين دانشمندان معاصر شيعه بود كه با تسلط بر زبان‌هاي فرانسه و عربي به عنوان چهره‌اي فرزانه و متبحر در نجوم، فلسفه، فقه، اصول، حديث و علوم قرآني آثار بسيار ارزشمندي را از خود به يادگار گذاشت. همچنين است ترجمه‌ها و تصحيحات ايشان از كتاب‌هايي چون همين كتاب نفس المهموم... و روضه الشهدا.

مقتل حاضر كتابي جامع و موجز مشتمل بر اكثر روايات صحيحه و مقولات تواريخ معتبره از عامه و خاصه درباره مقتل حضرت ثارالله است. منابع كتاب نفس المهموم آن گونه كه خود خاتم المحدثين حاج شيخ عباس قمي مي‌گويد از كتاب‌هاي معتبري چون ارشاد شيخ مفيد، لهوف سيدبن‌طاووس، تاريخ طبري، تاريخ كامل ابن اثير، مقاتل الطالبين ابوالفرج اصفهاني، مروج الذهب و معادن الجوهر مسعودي، كشف الغمه اربلي امامي، عقد الفريد ابن عبدربه و... فراهم شده است.

كتاب در مقدمه خود از ولادت حضرت حسين(ع) شروع كرده و احاديث مختلفي را كه در تاريخ ولادت ايشان در سوم يا پنجم شعبان اختلاف كرده‌‌اند، آورده است.

باب اول كتاب در مناقب امام حسين(ع) و ثواب گريستن بر آن حضرت و لعن بر قاتلان و اخباري كه در شهادت ايشان وارد شده، است. اين باب در دو فصل تنظيم شده؛ فصل اول با عنوان (در مختصري از مناقب آن حضرت) و فصل دوم به ثواب گريستن و لعن بر قاتلان حضرت و اخباري كه در شهادت حضرت وارد شده پرداخته. حاج شيخ عباس در اين فصل به آوردن تنها 40حديث معتبر اكتفا كرده. ذكر سند رجالي احاديثي كه مولف آورده ارزش تاريخي اثر را دوچندان مي‌كند.

باب دوم كتاب تحت نه فصل و همين طور مقاتل مختلف ياران حضرت از مقتل رشيد هجري رضي‌الله عنه تا شهادت حضرت و شهادت طفل شير خوار را در برگرفته. عنوان اين باب كه 250صفحه از كتاب را به خود اختصاص داده در ذكر وقايع پس از بيعت مردم بايزيد بن معاويه تا هنگام شهادت بر حضرت سيدالشهداء(ع) است.

باب سوم كتاب وقايع پس از شهادت حضرت و فرزندان مطهرش را پي مي‌گيرد؛ تاراج خيمه‌هاي آل الله و ذكر وقايع عصر عاشورا تا رهسپار كردن حرم مطهر حضرت به مدينه به فرمان يزيد. باب چهارم به بيان معني عارضه‌هاي پس از شهادت حضرت پرداخته، با اين عنوا ن«در آن چه ظاهر شد پس از شهادت حضرت ابي‌عبدالله الحسين(ع) از گريستن آسمان‌ها و زمين و اهل آنها و ناله ملائكه به خداي تعالي در امر آن حضرت و... .»

باب پنجم تحت سه فصل به معرفي فرزندان و همسران حضرت پرداخته و همچنين درباره فضيلت زيارت حضرت و سرگذشت ستم خلفا بر قبر شريف امام احاديث و اخباري آورده شده، درخاتمه كتاب نيز در بخشي حدود هفتاد صفحه شرح حال توابين و خروج مختار و خونخواهي او از قاتلين امام حسين بررسي شده.

ترجمه اديبانه استاد علامه شعراني به همراه نكات تحقيقي كه بر متن افزوده‌اند از ويژگي‌هاي كتاب دمع السجوم است كه مطالعه آن به تمامي پژوهشگران و عاشقان حماسه حسيني توصيه مي‌شود. ترجمه مقتل حاضر آن گونه كه خود علامه شعراني مي‌گويد«زادي براي معادي‌ اين دانشمند پركار و پرجو بوده و حاصل شتابي است كه اين عالم رباني داشته تا قبل از آن كه آفتاب برآيد و كاروان رود توسلي جويد و خدمتي تقديم كند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط محمد تاجیک  |