روزنامه سرمایه :فريدون صديقي موقع بازگشت امام (ره) به ايران، سرپرست تيم خبري كيهان بود كه به فرودگاه مهرآباد رفته بودند تا حضور امام را در آن نقطه پوشش دهند.
او اين روزها پشت ميز كارش نشسته است و در هر چهار، پنج دقيقه سيگاري روشن مي كند.
مرور خاطرات انقلاب برايش كمي تكراري شده و تاكنون چندين بار با روزنامه ها و راديو و تلويزيون در اين باره گفت وگو كرده است اما با اين حال كوتاه مي گويد و مي گذرد.
«گزارش انقلاب، گزارش از رويدادهايي بود كه از خبرنويسي روزنامه ها پيشي مي گرفت. برخي اوقات لحظه هايي پيش مي آمد كه ما با اتفاق جلو مي رفتيم. مثل گزارش از واقعه تاريخي كه در ميدان شهداي تهران رخ داد و بعد هم كه راهي درمانگاه شدم بايد برحسب وظيفه، لحظه ها را ثبت مي كردم. در تهيه گزارش ها شور و علاقه وافر خبرنگاران، تهيه خبر از رويداد را زنده تر مي كرد.» صديقي در ذهنش روزهايي را مرور مي كند كه با جيپ روزنامه كيهان براي تهيه خبر و گزارش به خيابان هاي شهر مي رفت و مردم تا مي فهميدند كه خبرنگار است، راه مي دادند و تهيه گزارش راحت تر مي شد.
او لحظه اي را به ياد مي آورد كه در فرودگاه مهرآباد، امام و يارانش پا به زمين ايران گذاردند: «آن روز تقريبا همه افرادي كه تا پيش از اين تنها تصويرشان را در مطبوعات يا تلويزيون ديده بودم، آن نزديك گردهم آمده بودند. نمايندگان احزاب و تشكل هاي مختلف از نهضت آزادي گرفته تا جبهه ملي و فداييان اسلام. يادم مي آيد كه امام در فرودگاه صحبت خاصي نكرد و راهي بهشت زهرا شد.» محمدمهدي فرقاني هم سرپرست تيم خبري همين روزنامه مستقر در بهشت زهرا بود.
صديقي از استادان روزنامه نگاري ايران است. گزارشي را كه آن روز از ورود امام به ايران تهيه كرد، گزارش از رويداد مي داند.
او به همراه تيم خبري كيهان، صبح زود راهي فرودگاه مهر آباد شد. «آن لحظه فقط مشاهده مي كردم، اين كه امام چطور وارد شد، چه افرادي دور و اطرافش بودند و فضاي حاكم بر مهرآباد چگونه بود.»
خبرنگار حرفه اي نبايد تحت تاثير شرايط قرار بگيرد و شرايط بر كار او غلبه كند. صديقي اين را در كلاس هاي درس خودش هم بازگو مي كند اما در لابه لاي مصاحبه انكار نمي كند آن روزكه امام به ايران آمد، غافلگير شده بود.
«فضا تعريف خودش را داشت. آن فضا من را تحت تاثير قرار داد. اين كه امام را درست ببينم، قدوقامت، نوع نگاه، آدم هاي پيرامون و رفتار آن ها و هم اين گزاره ها بود كه آن گزارش را شكل داد.
البته پيش از اين حادثه، رخداد ديگري مرا متحير كرد: رويداد ميدان شهدا.
صحنه هاي درگيري و آدم هاي تيرخورده و درمانگاه هاي پر از زخمي در ميدان شهدا غافلگيرم كرد.
به روزنامه كه برگشتم يك لحظه سست شدم و از درون تهي. شب قبل از ورود امام فكر مي كردم، بشود مصاحبه اختصاصي گرفت اما به جز مشاهده و توصيف حضور امام، اتفاق ديگري نيفتاد.
اكيپ نيروي هوايي مسلح بود و به شدت فضا را كنترل مي كرد. علاوه بر آن گارد فرودگاه هم مراقب اوضاع بود. البته از روزنامه كيهان خانم نوشابه اميري با همراهان امام به فرانسه رفت و از آن جا به ايران آمد و همين كار تهيه گزارش به شكل اختصاصي را براي روزنامه راحت تر كرده بود.» صديقي لحظه ديگري را به ياد مي آورد، روزي كه براي تهيه گزارش آزادي آيت الله طالقاني، راهي اوين شد.
جمعيت مقابل اوين انبوه بود و در هم. آن موقع او به اين موضوع فكر مي كرد كه مطلب را چگونه تنظيم كند و ساعتي بعد كه به دفتر روزنامه كيهان رسيد، گزارش آزادي طالقاني را به شكل گزارش از شخص تنظيم كرد: «راديو بارها متن گزارش را خواند، آيت الله طالقاني آزاد شد و ...»
خيلي ها تصورشان اين است كه ميان تيم سردبيري روزنامه اطلاعات و كيهان كه آن روزها دو روزنامه تاثيرگذار در عرصه انقلاب 57 بودند، هماهنگي هايي براي تيتر زدن انجام شده بود.
يك روز هر دو روزنامه تيتر زدند «شاه رفت» اما صديقي كه آن روزها خبرنگار بود، اين احتمال را كمرنگ مي داند و در همان حال به ياد مي آورد كه همان روز دسته اي از روزنامه كيهان را با تيتر «شاه رفت» از انتهاي فردوسي تا سر تخت طاووس مجاني توزيع كرد.
ديوارنويسي هاي دوران انقلاب را صديقي تاثيرگذار تر از وبلاگ هاي امروز و سايت ها مي داند؛ آن ها لوازم ارتباطي در آن روز تلقي مي شدند.
«مردم ديوارنويسي مي كردند. گاهي اوقات از روزنامه ها كپي تهيه مي كردند و آن را هم روي ديوار مي زدند. جالب آن كه تيترها را هم تغيير مي دادند و در ادبيات روزنامه نگاري هم دخل و تصرف مي كردند.»
+
نوشته شده در ساعت   توسط محمد تاجیک
|