روزنا :من دارم فكر ميكنم كه چرا در اين روزهاي مانده به آغاز سال نو يكباره بايد سه مجله (دنياي تصوير، هفت و شوكا) و چند نشريه ديگر لغو امتياز بشوند. به همين دليل برايم چند پرسش مطرح ميشود كه به آنها ميپردازم: 1- نميدانيم براي چه اين مجلات لغو امتياز شدهاند. احتمال دارد كه از نظر قانون مطبوعات، خلاف نابخشودني مرتكب شدهاند، من به عنوان يك خواننده و همكار قديمي مطبوعات كه 40 تا 50 سال نوشتهام و حقوقي بر گردن مطبوعات دارم، از خود ميپرسم چرا اين اتفاق براي همكارانم پيش آمده است؟ 2- دارم فكر ميكنم كه لغو امتياز يك نشريه بدترين اتفاق ممكن است كه در شب عيد پيش بيايد. هر واقعهاي در هر زمان معناي خاصي خود را دارد، به همين دليل تعطيلي يك نشريه در آغاز سال نو اصلا اتفاق و وقت مناسبي نيست. اي كاش مسوولان مرتبط با اين قضيه درباره اين اتفاق توضيحاتي را ابراز كنند كه چرا چنين مجازاتي را براي اين نشريات در نظر گرفتهاند. ما بايد نسبت به اين قضيه آگاه بشويم كه چه چيزي آنان را به اين واكنش واداشته است؟ 3- آيا واقعا هيچ راه ديگري براي اين قضيه كه شديدترين مجازات است، وجود نداشته است؟ لغو امتياز براي مجله حكم اعدام را دارد. حكم اعدام براي سه مجله صادر و اجرا شده است. 40 تا 50 خانواده از قبل هر يك از اين مجلات امرار معاش ميكردهاند، آيا در اين شرايط ضربه زدن به وسيله امرار معاش چندين نفر سرنوشت خوبي است؟ آيا جستوجو شده كه راه ديگري براي برخورد با اين مجلات نبوده است و حتما بايد اينها اعدام (لغو امتياز) ميشدند؟ اعدام هر موجود زندهاي لطمهاي به كل جامعه است. در اين اتفاق تنها به خانواده اين افراد لطمه وارد نميشود، بلكه كل جامعه متضرر خواهد شد. دلم ميخواهد مطبوعات به آزادي مطلوب برسند تا دچار چنين وضعيتي نشوند. من آنقدر بينش و بينايي دارم كه بدانم هر بازياي قاعدهاي دارد و به همين دليل بگويم كه قاعده بازي در مورد اين سه مجله رعايت نشده است. اين حق اين سه نشريه و تمام نشريات است كه حضور داشته و حرف بزنند. بنابراين از مسوولان ذيربط سوال ميكنم كه جواب بدهند، اين قضيه چه علتي داشته است؟ اين سرنوشتي است كه ممكن است در انتظار ديگر نشريات هم باشد. من پيش و پس از انقلاب در نشرياتي بودهام كه توقيف شدهاند، بنابراين ميدانم كه نميشود بهراحتي از كنار اين اتفاق گذشت. من در روز 26 اسفند از اين اتفاق اظهار تاسف ميكنم و نميدانم ميشود در اينباره كاري كرد؟ آيا بازگشت اين سه نشريه به عالم مطبوعات ممكن است؟ من شايد به جهت هنري، سينمايي و ديدگاه با اين سه نشريه خط مشي مشتركي نداشته باشم، بنابراين راجع به سرنوشت كلياي صحبت ميكنم؛ نبايد اين اتفاق ميافتاد.

اين وضعيت ماندگار نيست - كيومرث پوراحمد
همانقدر كه زنداني شدن يعقوب يادعلي براي انديشيدن، فكر كردن و نوشتن نگران كننده است، تعطيلي مجلات هفت، دنياي تصوير و شوكا هم تاثرآور است. اين نوع حركات، ابراز قدرت از طرف كساني است كه با آدمهاي اهل فكر و قلم و كساني كه سرشان به تنشان ميارزد، مخالف هستند. برخي با اين كار ميخواهند بگويند كه ما هستيم و هر لحظه اراده كنيم، جلوي فكر كردن و نوشتن را ميگيريم. اما اين وضعيت اصلا ماندگار نيست. در طول تاريخ و در تمام دنيا هم اين وضعيت به گونههاي مختلف بوده كه از بين رفته است. در اينجا هم اين وضعيت از بين ميرود و همه اين مخالفان با آزادي فكر و بيان از بين خواهند رفت. متاسفم از اينكه اينگونه ابراز وجود ميكنند... بايد آنان كه مخالفند بدانند اين مملكت، مملكت من، مملكت احمد طالبينژاد، مملكت علي معلم، مملكت هفت، مملكت دنياي تصوير، مملكت شوكا، مملكت فيلمسازان، مملكت نويسندگان، مملكت خبرنگاران و مملكت ماست و ما هستيم و خواهيم ماند. همه اين پشت ميزنشينيها و تصميمهاي عجولانه تمام ميشود، اما موقعيت اهل قلم و انديشه هميشه ميماند. كسي در دنياي امروز نميتواند جلوي فكر كردن را متوقف كند، براي آنكه آدمها فكر ميكنند و با اين برخوردها بهتر و بيشتر به فكر كردن واداشته ميشوند. اما بايد از تاريخ و سرنوشت تراژيكي كه براي مخالفان انديشه بوده است، درس عبرت گرفت.